کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۳۰ - بیار ای لعبت ساقی شرابی...

1

بیار ای لعبت ساقی شرابی

بساز ای مطرب مجلس ربابی

2

چو دور عشرت و جامست بشتاب

که هر دم می کند دوران شتابی

3

دل پرخون من چندان نماندست

که بتوان کرد مستی را کبابی

4

خوشا آن صبحدم کز مطلع جام

برآید هر زمانی آفتابی

5

الا ای باده پیمایان سرمست

بمخموری دهید آخر شرابی

6

گرم از تشنگی جان برلب آید

مگر چشمم چکاند برلب آبی

7

شد از باران اشک و باده شوق

دلم ویرانی و جانم خرابی

8

مگر بستست جادوی تو خوابم

که شبها شد که محتاجم بخوابی

9

چرا باید که خواجو از تو یکروز

سلامی را نمی یابد جوابی

متن شعر کپی شد.