کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۴۱ - چه کرده ام که به یک بارم از نظر بفکندی...

1

چه کرده ام که به یک بارم از نظر بفکندی

نهال کین بنشاندی و بیخ مهر بکندی

2

کمین گشودی و برمن طریق عقل ببستی

کمان کشیدی و چون ناوکم بدور فکندی

3

اگر چو مرغ بنالم تو همچو سرو ببالی

و گر چو ابر بگریم تو همچو غنچه بخندی

4

چو آیمت که ببینم مرا ز کوی برانی

چو خواهمت که در آیم درم بروی ببندی

5

توقعست که از بنده سایه باز نگیری

ولی ترا چه غم از ذره کافتاب بلندی

6

پیادگان جگر خسته رنج بادیه دانند

تو خستگی چه شناسی که بر فراز سمندی

7

از آن ملایم طبعی که ما تنیم و تو جانی

وزان موافق مائی که ما نیم و تو قندی

8

بحال خود بگذار ای مقیم صومعه ما را

تو و عبادت و عرفان و ما و مستی و رندی

9

ز من مپرس که خواجو چگونه صید فتادی

تو حال قید چه دانی که بیخبر ز کمندی

متن شعر کپی شد.