کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۴۵ - ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی...

1

ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی

وی سرو روان دی بگلستان که بودی

2

وی آیت رحمت که کست شرح نداند

کی بود نزول تو و در شان که بودی

3

چون صبح برآمد به سر بام که رفتی

چون شام در آمد بشبستان که بودی

4

کین بر که کشیدی و کمان بر که گشادی

قلب که شکستی و بمیدان که بودی

5

ای کام روانم لب چون آب حیاتت

در ظلمت شب چشمه حیوان که بودی

6

دیشب که مرا جان و دل از داغ تو می سوخت

آرام دل و آرزوی جان که بودی

7

برطرف چمن بلبل خوش خوان که گشتی

درصحن گلستان گل خندان که بودی

8

تا از دل و جان زان تو گشتیم چو خواجو

آخر بنگوئی که تو خود زان که بودی

متن شعر کپی شد.