غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۸۸۷ - خرامنده سروی به رخ گلستانی...
1
خرامنده سروی به رخ گلستانی
فروزنده ماهی به لب دلستانی
2
بهشتی به رخسار و در حسن حوری
جهانی به خوبی و در لطف جانی
3
نه حور بهشت از طراوت بهشتی
نه سرو روان از لطافت روانی
4
به بالا بلندی به یاقوت قندی
به گیسو کمندی به ابرو کمانی
5
ز مشک ختن بر عذارش غباری
ز شعر سیه بر رخش طیلسانی
6
در آشفتگی زلفش آشوب شهری
لبش در شکر خنده شور جهانی
7
به هنگام دل بردن آن چشم جادو
توانائی و خفته چون ناتوانی
8
چو هندو سر زلفش آتش نشینی
چو کوثر لب لعلش آتش نشانی
9
سفر کرد خواجو ز درد جدائی
فرو خواند بر دوستان داستانی