کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۰۰ - نه آخر تو آنی که ما را زیانی...

1

نه آخر تو آنی که ما را زیانی

نه آخر توانی که ما را زیانی

2

مگر زین بسودی که ما را بسودی

وزین بر زیانی که ما را زیانی

3

چو ما را بهشتی چه ما را بهشتی

چو ما را جهانی چه ما را جهانی

4

تو پروا نداری که پروانه داری

تو پیمان ندانی که پیمانه دانی

5

چراغ چه راغی و سرو چه باغی

که دل را امانی و جانرا امانی

6

نه خورشید بامی که خورشید بامی

نه عین روانی که عین روانی

7

تو آن کاردانی که آن کاردانی

که از دلستانی ز دل دل ستانی

8

تو آتش نشانی و خواهی که ما را

بتش نشانی بر آتش نشانی

9

تو چشمی و چشم از جفای تو چشمه

تو جانی و جان بی وفای تو جانی

10

تو ماه و مرا پیکر از دیده ماهی

تو خان و مرا خانه از گریه خانی

11

تو در کار و در کار خواجو نبینی

تو بر خوان و هرگز بخوانم نخوانی

متن شعر کپی شد.