غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۹۰۷ - ای لاله زار آتش روی تو آب روی...
1
ای لاله زار آتش روی تو آب روی
بر باد داده آب رخ من چو خاک کوی
2
از من مشوی دست که من بیتو شسته ام
هم رو به آب دیده و هم دست از آبروی
3
با پرتو جمال تو خورشید گو متاب
با قامت بلند تو شمشاد گو مروی
4
خوش بر کنار چشمه چشمم نشسته ئی
آری خوشست سروی سهی بر کنار جوی
5
یا رب سرشک دیده گریانم از چه باب
و آیا شکنج زلف پریشانت از چه روی
6
شرح غمم چو آب فرو خواند یک بیک
حال دلم چو باد فرو گفت مو بموی
7
تا کی حدیث زلف تو در دل توان نهفت
مشک ختن هر آینه پیدا شود ببوی
8
روزی اگر بتیغ محبت شوم قتیل
خونم از آن سیه دل نامهربان بجوی
9
خواجو به آب دیده گر از خود نشست دست
در آتش فراق برو دست ازو بشوی