کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۰۹ - ای صبا با بلبل خوشگوی گوی...

1

ای صبا با بلبل خوشگوی گوی

می نماید لاله خود روی روی

2

صبحدم در باغ اگر دستت دهد

خوش برآ چون سرو و طرف جوی جوی

3

هر زمان کز دوستان یاد آورم

خون روان گردد ز چشمم جوی جوی

4

ای تن از جان بر دل چون نال نال

وی دل از غم بر تن چون موی موی

5

دست آن شمشاد ساغر گیر گیر

سوی آن سرو صنوبر پوی پوی

6

حلقه های زلفش از گل برفکن

دسته های سنبل خوش بوی بوی

7

می خورد از جام لعلش باده خون

می برد ز افعی زلفش موی موی

8

حال چوگان چون نمی دانی که چیست

ای نصیحت گو بترک گوی گوی

9

چون بوصلت نیست خواجو دسترس

باز کن زان دلبر بد خوی خوی

متن شعر کپی شد.