کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۳۱ - آتش اندر آب هرگز دیده ئی...

1

آتش اندر آب هرگز دیده ئی

عنبر اندر تاب هرگز دیده ئی

2

چون دهان بر لعل شورانگیز او

پسته و عناب هرگز دیده ئی

3

شد نقاب عارضش زلف سیاه

شام بر مهتاب هرگز دیده ئی

4

سنبل پرتاب هرگز چیده ئی

نرگس پرخواب هرگز دیده ئی

5

نرگسش در طاق ابرو خفته است

مست در محراب هرگز دیده ئی

6

شد دلم مستغرق دریای عشق

ذره در غرقاب هرگز دیده ئی

7

در غمش خواجو چو چشم خونفشان

چشمه خوناب هرگز دیده ئی

متن شعر کپی شد.