غزل · عراقی
غزل شماره ۱ - هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا...
1
هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما
2
باد می پیمایم و بر باد عمری می دهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟
3
چون ندارم همدمی، با باد می گویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد می جویم شفا
4
آتش دل چون نمی گردد به آب دیده کم
می دمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا
5
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا
6
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا
7
خود ندارد بی رخ تو زندگانی قیمتی
زندگانی بی رخ تو مرگ باشد با عنا