کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴ - کشیدم رنج بسیاری دریغا...

1

کشیدم رنج بسیاری دریغا

به کام من نشد کاری دریغا

2

به عالم، در که دیدم باز کردم

ندیدم روی دلداری دریغا

3

شدم نومید کاندر چشم امید

نیامد خوب رخساری دریغا

4

ندیدم هیچ گلزاری به عالم

که در چشمم نزد خاری دریغا

5

مرا یاری است کز من یاد نارد

که دارد این چنین یاری؟ دریغا

6

دل بیمار من بیند نپرسد

که چون شد حال بیماری؟ دریغا

7

شدم صدبار بر درگاه وصلش

ندادم بار یک باری دریغا

8

ز اندوه فراقش بر دل من

رسد هر لحظه تیماری دریغا

9

به سر شد روزگارم بی رخ تو

نماند از عمر بسیاری دریغا

10

نپرسد از عراقی، تا بمیرد

جهان گوید که: مرد، آری دریغا

متن شعر کپی شد.