کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱ - چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت...

1

چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت

جهان کلاه ز شادی بر آسمان انداخت

2

سپاه عشق تو از گوشه ای کمین بگشود

هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت

3

حدیث حسن تو، هر جا که در میان آمد

ز ذوق، هر که دلی داشت، در میان انداخت

4

قبول تو همه کس را بر آشیان جا کرد

مرا ز بهر چه آخر بر آستان انداخت؟

5

چو در سماع عراقی حدیث دوست شنید

بجای خرقه به قوال جان توان انداخت

متن شعر کپی شد.