کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵ - باز دل از در تو دور افتاد...

1

باز دل از در تو دور افتاد

در کف صد بلا صبور افتاد

2

نیک نزدیک بود بر در تو

تا چه بد کرد کز تو دور افتاد

3

یا حسد برد دشمن بد دل

یا مرا دوستی غیور افتاد

4

ماتم خویشتن همی دارد

چون مصیبت زده، ز سور افتاد

5

چون ز خاک در تو سرمه نیافت

دیده ام بی ضیا و نور افتاد

6

جان که یک ذره انده تو بیافت

در طربخانه سرور افتاد

7

از بهشت رخ تو بی خبر است

تن که در آرزوی حور افتاد

8

چون عراقی نیافت راه به تو

گمرهی گشت و در غرور افتاد

متن شعر کپی شد.