کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۴ - کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم...

1

کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم

بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم

2

نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی

ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم

3

ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستی

مرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم

4

تو با عیش و طرب خوش باش، من با ناله و زاری

مرا کان نیست این بهتر، شبت خوش باد من رفتم

5

مرا چون روزگار بد ز وصل تو جدا افکند

بماندم عاجز و مضطر، شبت خوش باد من رفتم

6

بماندم واله و حیران میان خاک و خون غلتان

دو لب خشک و دو دیده تر ، شبت خوش باد من رفتم

7

منم امروز بیچاره، ز خان و مانم آواره

نه دل در دست و نه دلبر، شبت خوش باد من رفتم

8

مرا گویی که: ای عاشق، نه ای وصل مرا لایق

تو را چون نیستم در خور، شبت خوش باد من رفتم

9

همی گفتم که: ناگاهی، بمیرم در غم عشقت

نکردی گفت من باور، شبت خوش باد من رفتم

10

عراقی می سپارد جان و می گوید ز درد دل:

کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد من رفتم

متن شعر کپی شد.