کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۲ - شاید که به درگاه تو عمری بنشینم...

1

شاید که به درگاه تو عمری بنشینم

در آرزوی روی تو، وانگاه ببینم

2

دریاب که از عمر دمی بیش نمانده است

بشتاب، که اندر نفس باز پسینم

3

فریاد! که از هجر تو جانم به لب آمد

هیهات! که دور از تو همه ساله چنینم

4

دارم هوس آنکه ببینم رخ خوبت

پس جان بدهم، نیست تمنی بجز اینم

5

آن رفت، دریغا! که مرا دین و دلی بود

از دولت عشق تو نه دل ماند و نه دینم

6

از بهر عراقی، به درت آمده ام باز

فرمای جوابی، بروم یا بنشینم؟

متن شعر کپی شد.