کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۶ - بر در یار من سحر مست و خراب می روم...

1

بر در یار من سحر مست و خراب می روم

جام طرب کشیده ام، زآن به شتاب می روم

2

ساغری از می لبش دوش سوال کرده ام

وقت سحر به کوی او بهر جواب می روم

3

از می ناب جزع او گرچه خراب گشته ام

تا دهد از کرشمه ام باز شراب، می روم

4

بر سر خوان درد او درد بسی کشیده ام

تا کشم از دو لعل او باده ناب می روم

5

جذبه حسن دلکشش می کشدم به سوی خود

از پی آن کشش دگر، همچو ذباب می روم

6

برقع تن ز شوق او پیش رخش گشادمی

لیک ز شرم روی او بسته نقاب می روم

7

در سر باده می کنم هستی خویش هر زمان

خاک رهم، رواست گر بر سر آب می روم

8

شحنه عشق هر شبی بر کندم ز خواب خوش

در هوس خیال او باز به خواب می روم

9

شاید اگر هوای او می کشدم، که در رهش

بر سر آب چشم خود همچو حباب می روم

10

بیخود اگر ز صومعه بر در میکده روم

گر تو خطا گمان بری راه صواب می روم

11

نیست مرا ز خود خبر، بیش ازین که: در جهان

مست و خراب آمدم، مست و خراب می روم

متن شعر کپی شد.