غزل · عراقی
غزل شماره ۱۹۴ - گر ز شمعت چراغی افروزیم...
1
گر ز شمعت چراغی افروزیم
خرمن خویش را بدان سوزیم
2
در غمت دود آن به عرش رسد
آتشی، کز درون برافروزیم
3
آفتاب جمال بر ما تاب
زانکه ما بی رخت سیه روزیم
4
تا ببینیم روی خوبت را
از دو عالم دو دیده بردوزیم
5
مایه جان و دل براندازیم
به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟
6
همچو طفلان به مکتب حسنت
ابجد عشق را بیاموزیم
7
در غم عشق اگر رود سر ما
ای عراقی، برو، که بهروزیم