غزل · عراقی
غزل شماره ۲۴۱ - تا تو در حسن و جمال افزوده ای...
1
تا تو در حسن و جمال افزوده ای
دل ز دست عالمی بربوده ای
2
در جهان این شور و غوغا از چه خاست؟
گر جمال خود به کس ننموده ای
3
گوی در میدان حسن افگنده ای
نیکوان را چاکری فرموده ای
4
پرده از چهره زمانی دور کن
کافتابی را به گل اندوده ای
5
چون نباشم من سگ درگاه تو؟
چون بدین نام خوشم بستوده ای
6
در جهان بیهوده می جستم تو را
خود تو در جان عراقی بوده ای