کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۷ - تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟...

1

تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟

چون می شویم عاشق بر چهره تو باری

2

از گلبن جمالت خاری است حسن خوبان

مسکین کسی کزان گل قانع شود به خاری!

3

خواهی که همچو زلفت عالم بهم بر آید؟ژ

بنمای عاشقان را از طره تو تاری

4

آن خوشدلی کجا شد؟ وان دور کو که ما را

دیدار می نمودی، هر روز یک دو باری؟

5

ما را ز هم جدا کرد ایام ورنه ما را

با دولت وصالت خوش بود روزگاری

6

در پرده چند باشی؟ برگیر برقع از روی

تا روی تو ببیند یک دم امیدواری

7

در انتظار وصلت جانم رسید بر لب

از وصل تو چه حاصل، ما را جز انتظاری؟

8

جام جهان نمایت بنمای، تا عراقی

اندر رخت ببیند رخسار هر نگاری

متن شعر کپی شد.