رباعی · عراقی
رباعی شماره ۱۸ - در دام غمت دلم زبون افتاده است...
1
در دام غمت دلم زبون افتاده است
دریاب، که خسته بی سکون افتاده است
2
شاید که بپرسی و دلم شاد کنی
چون می دانی که بی تو چون افتاده است؟
رباعی · عراقی
در دام غمت دلم زبون افتاده است
دریاب، که خسته بی سکون افتاده است
شاید که بپرسی و دلم شاد کنی
چون می دانی که بی تو چون افتاده است؟