رباعی · عراقی
رباعی شماره ۱۳۷ - پیری بدر آمد ز خرابات فنای...
1
پیری بدر آمد ز خرابات فنای
در گوش دلم گفت که: ای شیفته رای
2
گر می طلبی بقای جاوید مباش
بی باده روشن اندرین تیره سرای
رباعی · عراقی
پیری بدر آمد ز خرابات فنای
در گوش دلم گفت که: ای شیفته رای
گر می طلبی بقای جاوید مباش
بی باده روشن اندرین تیره سرای