غزل · عراقی
غزل
1
هر دلی کان به عشق مایل نیست
حجره دیو دان، که آن دل نیست
2
زاغ، گو: بی خبر بمیر از عشق
که ز گل، عندلیب غافل نیست
3
دل بی عشق چشم بی نور است
خود ببین حاجب دلایل نیست
4
بی دلان را جز آستانه عشق
در ره کوی دوست منزل نیست
5
هر که مجنون شود درین سودا
ای عراقی، مگو که عاقل نیست