کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل

1

تیری، ای دوست، برکش از ترکش

پس به آبروی چون کمان درکش

2

هان! دلم گر نشانه می خواهی

زدن از توست و از من آهی خوش

3

کی ز تیرت الم رسد؟ که مرا

دیده در حیرت است و دل در غش

4

یابم از دیدن تو آب حیات

ور بسوزانیم تو در آتش

5

خواه نوش است و خواه زهرآلود

شربت از دست دوست خوش درکش

6

ور دهد غیر شربت نوشت

نیش دان و به خاک ریز و مچش

7

به عراقی مگو: بیا بر من

خویشتن را بگوی، ای دلکش

متن شعر کپی شد.