غزل · عراقی
غزل
1
دل و جانی است با من مشتاق
به تو نزدیک و تن اسیر فراق
2
روی زیبا ز من چرا پوشی؟
«این تحریمه علی العشاق»؟
3
تو طبیبی و ما چنین بیمار
تو ملولی و ما چنین مشتاق
4
بر دلم ساحران غمزه تو
«رامیات با سهم الاماق»
5
مست شوق توایم و باده وصل
نرسیده است هم چنان به مذاق
6
از محیط غم تو جان نبرند
غوطه خوران بحر استغراق
7
در بیابان عشق تو دل ما
«صار حیران مشرق الاشراق»