غزل · عراقی
غزل
1
گر ز شمعت چراغی افروزیم
خرمن خویش را بدان سوزیم
2
در غمت دود از آن به عرش رسد
آتشی کز درون برافروزیم
3
آفتاب جمال بر ما تاب
زانکه ما بی رخت سیه روزیم
4
تا ببینیم روی خوبت را
از دو عالم دو دیده بردوزیم
5
مایه جان و دل براندازیم
به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟
6
همچون طفلان به مکتب عشقت
ابجد عشق را بیاموزیم
7
در غم عشق اگر رود سر ما
ای عراقی، بیا، که فیروزیم