کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل

1

عاشقی ترک خواب و خور کرده

جای خود را ز گریه تر کرده

2

حیرت حسن دوست جانش را

از تن خویش بی خبر کرده

3

دایم اندر نماز و روزه عشق

درس عشاق را ز بر کرده

4

پیش تیر ارادت معشوق

جگر خویش را سپر کرده

5

کارش از دست خود بدر رفته

یارش از کوی خود بدر کرده

6

در ره کوی دوست بی سر و پا

دل و جان داده، پا ز سر کرده

7

همت عالیش عراقی را

سفر راه پرخطر کرده

متن شعر کپی شد.