سایر · عراقی
سر آغاز
1
عاشقان در کمین معشوقند
ساکنان زمین معشوقند
2
عاشقان را ز دوست نگزیرد
بلبل اندر هوای گل میرد
3
اندرین ره، اگر مقامی هست
هس ماوای عاشقان الست
4
چون که حسن آمد از عدم به وجود
عشق در نور او ملازم بود
5
جان، چو مامور شد به امر احد
منتظر یافت عشق بر سر حد
6
گر تو از عشق فارغی، باری
من ندارم به غیر ازین کاری
7
هست جانم چنان به عشق غریق
که ندارد گذر به هیچ طریق