کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

مثنوی

1

جز حدیث تو من نمی دانم

خامشی از سخن نمی دانم

2

در کمند غم تو پا بستم

وز می اشتیاق تو مستم

3

دیده ما، اگر چه بی نور است

لیک نزدیک بین هر دور است

4

ساکن است او، مگر تو بشتابی

در نیابد، مگر تو دریابی

5

گرچه ما خود نه مرد عشق توایم

لیک جویان درد عشق توایم

6

طالبان را ره طلب بگشای

راه مقصود را به ما بنمای

7

دل و دنیای خویش در کویت

همه دادم به دیدن رویت

8

یارب، این دولتم میسر باد

که به دیدار دوست گردم شاد

متن شعر کپی شد.