کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل

1

دل چو در دام عشق منظور است

دیده را جرم نیست، معذور است

2

ناظرم بر رخت به دیده جان

گرچه از چشم ظاهرم دور است

3

از شراب الست روز وصال

جان مستم هنوز مخمور است

4

دست از عاشقی نمی دارد

دایم از یار اگرچه مهجور است

5

جان آشفته بر رخت فاش است

شعله نار پرتو نور است

6

چشم مستت بلای عشاق است

خاک پای تو تاج فغفور است

7

حکم داری به هرچه فرمایی

که عراقی مطیع و مامور است

متن شعر کپی شد.