غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۲ - آنچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا...
1
آنچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا
از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا
2
آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است
آنچه از عمر سبک رفتار می ماند به جا
3
کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی
در کف گلچین ز گلشن، خار می ماند به جا
4
جسم خاکی مانع عمر سبک رفتار نیست
پیش این سیلاب، کی دیوار می ماند به جا؟
5
هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست
وقت آن کس خوش کزو آثار می ماند به جا
6
زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل
از شمار درهم و دینار می ماند به جا
7
نیست از کردار ما بی حاصلان را بهره ای
چون قلم از ما همین گفتار می ماند به جا
8
عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور
برگ صائب بیشتر از بار می ماند به جا