کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳ - بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را...

1

بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را

بر ما و خود ستم کرد، هر کس ستود ما را

2

چون موجه سرابیم، در شوره زار عالم

کز بود بهره ای نیست، غیر از نمود ما را

3

آیینه های روشن، گوش و زبان نخواهند

از راه چشم باشد، گفت و شنود ما را

4

خواهد کمان هدف را، پیوسته پای بر جا

زان در نیارد از پا، چرخ کبود ما را

5

چون خامه سبک مغز، از بی حضوری دل

شد بیش روسیاهی، در هر سجود ما را

6

گر صبح از دل شب، زنگار می زداید

چون از سپیدی مو، غفلت فزود ما را؟

7

تا داشتیم چون سرو، یک پیرهن درین باغ

از گرم و سرد عالم، پروا نبود ما را

8

از بخت سبز چون شمع، صائب گلی نچیدیم

در اشک و آه شد صرف، یکسر وجود ما را

متن شعر کپی شد.