غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۴ - نداد عشق گریبان به دست کس ما را...
1
نداد عشق گریبان به دست کس ما را
گرفت این می پرزور، چون عسس ما را
2
به گرد خاطر ما آرزو نمی گردید
لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را
3
خراب حالی ما لشکری نمی خواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را
4
تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم
که خرج آه سحر می شود نفس ما را
5
غریب گشت چنان فکرهای ما صائب
که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را