کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶ - یک بار بی خبر به شبستان من درآ...

1

یک بار بی خبر به شبستان من درآ

چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ

2

از دوریت چو شام غریبان گرفته ایم

از در گشاده روی چو صبح وطن درآ

3

مانند شمع، جامه فانوس شرم را

بیرون در گذار و به این انجمن درآ

4

دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است

بند قبا گشوده به آغوش من درآ

5

آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست

ای سنگدل به صائب شیرین سخن درآ

متن شعر کپی شد.