غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۰ - گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا...
1
گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
ویران اگر نمی کنی آباد کن مرا
2
حیف است اگر چه کذب رود بر زبان تو
از وعده دروغ، دلی شاد کن مرا
3
پیوسته است سلسله خاکیان به هم
بر هر زمین که سایه کنی، یاد کن مرا
4
شاید به گرد قافله بیخودان رسم
ای پیر دیر، همتی امداد کن مرا
5
گشته است خون مرده جهان ز آرمیدگی
دیوانه قلمرو ایجاد کن مرا
6
بی حاصلی ز سنگ ملامت بود حصار
چون سرو و بید ازثمر آزاد کن مرا
7
دارد به فکر صائب من گوش عالمی
یک ره تو نیز گوش به فریاد کن مرا