غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۱ - ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا...
1
ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
حلقه بیرون این دنیای باطل کن مرا
2
وادی سرگشتگی در من نفس نگذاشته است
پای خواب آلوده دامان منزل کن مرا
3
رفته است از کار چون زلف تو دستم عمرهاست
گه به دوش و گاه بر گردن حمایل کن مرا
4
از برای امتحان چندی مرا دیوانه کن
گر به از مجنون نباشم، باز عاقل کن مرا
5
جای من خالی است در وحشت سرای آب و گل
بعد ازین صائب سراغ از گوشه دل کن مرا