غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۴ - طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟...
1
طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
آرام نیست کشتی طوفان رسیده را
2
بی حسن نیست خلوت آیینه مشربان
معشوق در کنار بود پاک دیده را
3
یاد بهشت، حلقه بیرون در بود
در تنگنای گوشه دل آرمیده را
4
ما را مبر به باغ که از سیر لاله زار
یک داغ صد هزار شود داغدیده را
5
با قد خم ز عمر اقامت طمع مدار
در آتش است نعل، کمان کشیده را
6
زندان جان پاک بود تنگنای جسم
در خم قرار نیست شراب رسیده را
7
شوخی که دارد از دل سنگین به کوه پشت
می دید کاش صائب در خون تپیده را