غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۵ - چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما...
1
چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
حضور قلب نمازست در شریعت ما
2
ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است
که پیش خلق درازست دست حاجت ما
3
نکرده ایم چو شبنم بساطی از گل پهن
چو غنچه بر سر زانوست خواب راحت ما
4
نهال خوش ثمر رهگذار طفلانیم
که بر گریز بود موسم فراغت ما
5
چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد
که تا به سایه دستی کند حمایت ما؟
6
درین حدیقه گل صائب از مروت نیست
که غنچه ماند در جیب، دست رغبت ما