غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۶ - هر که دولت یافت، شست از لوح خاطر نام ما...
1
هر که دولت یافت، شست از لوح خاطر نام ما
اوج دولت، طاق نسیان است در ایام ما
2
می خورد چون خون دل هر کس به قدر دستگاه
باش کوچکتر ز جام دیگران، گو جام ما
3
در نظر واکردنی طی شد بساط زندگی
چون شرر در نقطه آغاز بود انجام ما
4
طفل بازیگوش، آرام از معلم می برد
تلخ دارد زندگی بر ما دل خودکام ما
5
نیست جام عیش ما صائب چو گل پا در رکاب
تا فلک گردان بود، در دور باشد جام ما