غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۷ - عمری است حلقه در میخانه ایم ما...
1
عمری است حلقه در میخانه ایم ما
در حلقه تصرف پیمانه ایم ما
2
از نورسیدگان خرابات نیستیم
چون خشت، پا شکسته میخانه ایم ما
3
مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی
از تشنگان گریه مستانه ایم ما
4
در مشورت اگر چه گشاد جهان ز ماست
سرگشته تر ز سبحه صد دانه ایم ما
5
گر از ستاره سوختگان عمارتیم
چون جغد، خال گوشه ویرانه ایم ما
6
از ما زبان خامه تکلیف کوته است
این شکر چون کنیم که دیوانه ایم ما؟
7
چون خواب اگر چه رخت اقامت فکنده ایم
تا چشم می زنی به هم، افسانه ایم ما
8
مهر بتان در آب و گل ما سرشته اند
صائب خمیرمایه بتخانه ایم ما