غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۹ - خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما...
1
خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما
از آفتاب دامن تر می بریم ما
2
یک طفل شوخ نیست درین کشور خراب
دیوانگی به جای دگر می بریم ما
3
فیضی که خضر یافت ز سرچشمه حیات
دلهای شب ز دیده تر می بریم ما
4
حیرت مباد پرده بینایی کسی!
در وصل، انتظار خبر می بریم ما
5
با مشربی ز ملک سلیمان وسیع تر
در چشم تنگ مور بسر می بریم ما
6
هر کس به ما کند ستمی، همچو عاجزان
دیوان خود به آه سحر می بریم ما
7
صائب ز بس تردد خاطر، که نیست باد!
در خانه ایم و رنج سفر می بریم ما