غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۲۰ - خار در پیراهن فرزانه می ریزیم ما...
1
خار در پیراهن فرزانه می ریزیم ما
گل به دامن بر سر دیوانه می ریزیم ما
2
قطره گوهر می شود در دامن بحر کرم
آبروی خویش در میخانه می ریزیم ما
3
در خطرگاه جهان فکر اقامت می کنیم
در گذار سیل، رنگ خانه می ریزیم ما
4
در دل ما شکوه خونین نمی گردد گره
هر چه در شیشه است، در پیمانه می ریزیم ما
5
انتظار قتل، نامردی است در آیین عشق
خون خود چون کوهکن مردانه می ریزیم ما
6
هر چه نتوانیم با خود برد ازین عبرت سرا
هست تا فرصت، برون از خانه می ریزیم ما
7
در حریم زلف اگر نگشاید از ما هیچ کار
آبی از مژگان به دست شانه می ریزیم ما