کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸ - از زمین اوج گرفته است غباری که مراست...

1

از زمین اوج گرفته است غباری که مراست

ایمن از سیلی موج است کناری که مراست

2

چشم پوشیده ام از هر چه درین عالم هست

چه کند سیل حوادث به حصاری که مراست؟

3

کار زنگار کند با دل چون آینه ام

گر چه هست از دگران، نقش و نگاری که مراست

4

جان غربت زده را زود به پابوس وطن

می رساند نفس برق سواری که مراست

5

نیست از خاک گرانسنگ به دل قارون را

بر دل از رهگذر جسم غباری که مراست

6

می کنم خوش دل خود را به تمنای وصال

سایه مرغ هوایی است شکاری که مراست

7

نیست در عالم ایجاد، فضایی صائب

که نفس راست کند مشت غباری که مراست

متن شعر کپی شد.