غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۳۰ - با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است...
1
با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است
2
نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق
آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است
3
هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می کنند
چهره امروز در آیینه فردا خوش است
4
برق را در خرمن مردم تماشا کرده است
آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است
5
فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال را
عشرت امروز بی اندیشه فردا خوش است
6
هیچ کاری بی تامل گرچه صائب خوب نیست
بی تامل آستین افشاندن از دنیا خوش است