کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵ - از جوانی داغها بر سینه ما مانده است...

1

از جوانی داغها بر سینه ما مانده است

نقش پایی چند ازان طاوس بر جا مانده است

2

در بساط من ز عنقای سبک پرواز عمر

خواب سنگینی چو کوه قاف بر جا مانده است

3

چون نسایم دست برهم، کز شمار نقد عمر

زنگ افسوسی به دست بادپیما مانده است

4

می کند از هر سر مویم سفیدی راه مرگ

پایم از خواب گران در سنگ خارا مانده است

5

نیست جز طول امل در کف مرا از عمر هیچ

از کتاب من، همین شیرازه بر جا مانده است

6

مطلبش از دیده بینا، شکار عبرت است

ورنه صائب را چه پروای تماشا مانده است؟

متن شعر کپی شد.