غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۳۹ - روی کار دیگران و پشت کار من یکی است...
1
روی کار دیگران و پشت کار من یکی است
روز و شب در دیده شب زنده دار من یکی است
2
سنگ راه من نگردد سختی راه طلب
کوه و صحرا پیش سیل بیقرار من یکی است
3
نیست چون گل جوش من موقوف جوش نوبهار
خون منصورم، خزان و نوبهار من یکی است
4
گر چه در ظاهر عنان اختیارم داده اند
حیرتی دارم که جبر و اختیار من یکی است
5
ساده لوحی فارغ از رد و قبولم کرده است
زشت و زیبا در دل آیینه وار من یکی است
6
می برم چون چشم خوبان دل به هر حالت که هست
خواب و بیداری و مستی و خمار من یکی است
7
بی تامل صائب از جا بر نمی دارم قدم
خار و گل ز آهستگی در رهگذار من یکی است