غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۴۵ - کنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت...
1
کنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت
بیار کشتی می، نوبت پیاله گذشت
2
درین محیط پر از خون، بهار عمر مرا
به جمع کردن دامن چو داغ لاله گذشت
3
من آن حریف تنک روزیم که چون مه عید
تمام دور نشاطم به یک پیاله گذشت
4
می دو ساله دم روح پروری دارد
که می توان ز صلاح هزار ساله گذشت
5
نشد ز نسخه دل نقطه ای مرا معلوم
اگر چه عمر به تصحیح این رساله گذشت
6
گداخت از ورق لاله، دیده ام صائب
کدام سوخته یارب برین رساله گذشت؟