کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹ - هر ذره ازو در سر، سودای دگر دارد...

1

هر ذره ازو در سر، سودای دگر دارد

هر قطره ازو در دل، دریای دگر دارد

2

در حلقه زلف او، دل راست عجب شوری

در سلسله دیوانه، غوغای دگر دارد

3

در سینه خم هر چند، بی جوش نمی باشد

در کاسه سرها می غوغای دگر دارد

4

نبض دل بیتابان، زین دست نمی جنبد

این موج سبک جولان، دریای دگر دارد

5

در دایره امکان، این نشاه نمی باشد

پیمانه چشم او، صهبای دگر دارد

6

در شیشه گردون نیست، کیفیت چشم او

این ساغر مردافکن، مینای دگر دارد

7

شوخی که دلم خون کرد، از وعده خلافیها

فردای قیامت هم، فردای دگر دارد

8

ای خواجه کوته بین، بیداد مکن چندین

کاین بنده نافرمان، مولای دگر دارد

9

از گفته مولانا، مدهوش شدم صائب

این ساغر روحانی، صهبای دگر دارد

متن شعر کپی شد.