غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۵۰ - خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد...
1
خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد
همیشه سر به گریبان ماتمی دارد
2
تو مرد صحبت دل نیستی، چه می دانی
که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد
3
هزار جان مقدس فدای تیغ تو باد
که در گشایش دلها عجب دمی دارد!
4
لب پیاله نمی آید از نشاط به هم
زمین میکده خوش خاک بی غمی دارد!
5
تو محو عالم فکر خودی، نمی دانی
که فکر صائب ما نیز عالمی دارد