غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۵۳ - از فسون عالم اسباب خوابم می برد...
1
از فسون عالم اسباب خوابم می برد
پیش پای یک جهان سیلاب خوابم می برد
2
سبزه خوابیده را بیدار سازد آب و من
چون شوم مست از شراب ناب خوابم می برد
3
از سرم تا نگذرد می، کم نگردد رعشه ام
همچو ماهی در میان آب خوابم می برد
4
در مقام فیض، غفلت زور می آرد به من
بیشتر در گوشه محراب خوابم می برد
5
نیست غیر از گوشه عزلت مرا جایی قرار
در صدف چون گوهر سیراب خوابم می برد
6
غفلت من از شتاب زندگی خواهد فزود
رفته رفته زین صدای آب خوابم می برد
7
دارد از لغزش مرا صائب گرانی بی نصیب
در کف آیینه چون سیماب خوابم می برد