غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۶۵ - از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد...
1
از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد
نشو و نما ز نخل برومند بگسلد
2
طفل از نظاره تو ز مادر شود جدا
مادر ز دیدن تو ز فرزند بگسلد
3
دامن کشان ز هر در باغی که بگذری
از ریشه سرو رشته پیوند بگسلد
4
چون نی نوازشی به لب خویش کن مرا
زان پیشتر که بند من از بند بگسلد
5
این رشته حیات که آخر گسستنی است
تا کی گره به هم زنم و چند بگسلد؟
6
در جوش نوبهار کجا تن دهد به بند؟
دیوانه ای که فصل خزان بند بگسلد
7
آدم به اختیار نیامد برون ز خلد
صائب چگونه از دل خرسند بگسلد؟