غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۶۸ - دل را کجا به زلف رسا می توان رساند؟...
1
دل را کجا به زلف رسا می توان رساند؟
این پا شکسته را به کجا می توان رساند؟
2
سنگین دلی، وگرنه ازان لعل آبدار
صد تشنه را به آب بقا می توان رساند
3
در کاروان بیخودی ما شتاب نیست
خود را به یک دو جام به ما می توان رساند
4
از خود بریده بر سر آتش نشسته ایم
ما را به یک نگه به خدا می توان رساند
5
دامان برق را نتواند گرفت خار
خود را به عمر رفته کجا می توان رساند؟
6
صائب کمند بخت اگر نیست نارسا
دستی به آن دو زلف رسا می توان رساند